ترجمه "corruzione" به فارسی
فساد, enherâf, fesâd بهترین ترجمه های "corruzione" به فارسی هستند.
corruzione
noun
feminine
دستور زبان
-
فساد
noun feminineUn gruppo di politici costituito per arrestare la corruzione della polizia.
یه گروه سیاستمدار دور هم جمع میشن که جلوی فساد تو اداره ی پلیس رو بگیرن.
-
enherâf
-
fesâd
-
ترجمه های کمتر
- اختلاس
- ارتشا
- جرم
- رشوه
- رشوه خواری
- رفتار بزهکارانه
- سواستفاده
- فساد سیاسی
- كلاهبرداري
- وحشيگري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corruzione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corruzione" با ترجمه به فارسی
-
نقص حافظه
-
فساد سیاسی
-
شاخص ادراک فساد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن