ترجمه "corte" به فارسی
دادگاه, darbâr, dâdgâh بهترین ترجمه های "corte" به فارسی هستند.
corte
noun
feminine
دستور زبان
Nel Medioevo luogo che comprendeva il castello e vari appezzamenti coltivati da cui dipendevano altri appezzamenti minori. [..]
-
دادگاه
noun feminineResidenza di un sovrano.
Quando il bambino è così piccolo, la corte tende a favorire la madre.
براي بچه هاي تو اين سن و سال پايين ، دادگاه بيشتر طرف مادر رو ميگيره.
-
darbâr
-
dâdgâh
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- کوتاه
- اربابمنشی
- حياط
- حیاط
- دادگاه محکمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corte" با ترجمه به فارسی
-
دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا
-
دادگاه قانون اساسی
-
دیوان دادگستری بینالمللی
-
اتحادیه محاکم شریعت اسلامی سومالی
-
دیوان عالی ایران
-
مزوسستوییدس کورتی
-
الوارکنی چوبکوتاه
-
موج کوتاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن