ترجمه "corto" به فارسی

کوتاه, kutâh, اتصال کوتاه بهترین ترجمه های "corto" به فارسی هستند.

corto adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوتاه

    adjective

    La vita è troppo corta per imparare il tedesco.

    برای فراگیری آلمانی، زندگی خیلی کوتاه است.

  • kutâh

  • اتصال کوتاه

    noun

    I Pachy mandano in corto i chip, quando si prendono a testate.

    وقتي پاکي سفالوسورها به سرشون ميزنه پيوندهاشون اتصال کوتاه مي کنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "corto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "corto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه