ترجمه "corto" به فارسی
کوتاه, kutâh, اتصال کوتاه بهترین ترجمه های "corto" به فارسی هستند.
corto
adjective
masculine
دستور زبان
-
کوتاه
adjectiveLa vita è troppo corta per imparare il tedesco.
برای فراگیری آلمانی، زندگی خیلی کوتاه است.
-
kutâh
-
اتصال کوتاه
nounI Pachy mandano in corto i chip, quando si prendono a testate.
وقتي پاکي سفالوسورها به سرشون ميزنه پيوندهاشون اتصال کوتاه مي کنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corto" با ترجمه به فارسی
-
دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا
-
دادگاه قانون اساسی
-
دیوان دادگستری بینالمللی
-
اتحادیه محاکم شریعت اسلامی سومالی
-
دیوان عالی ایران
-
مزوسستوییدس کورتی
-
الوارکنی چوبکوتاه
-
موج کوتاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن