ترجمه "costante" به فارسی
ثابت, ثابت ریاضی, عوض نشده بهترین ترجمه های "costante" به فارسی هستند.
costante
adjective
noun
verb
masculine
feminine
دستور زبان
Non soggetto o suscettibile a cambiamento o variazione in forma, qualità o natura.
-
ثابت
adjective nounUn’andatura costante può aiutare tutti i cristiani a compiere il ministero.
حفظ روالی ثابت و مستمر به ما کمک میکند تا بتوانیم تمام مسئولیتهای خود را انجام دهیم.
-
ثابت ریاضی
quantità non variabile
Beh, credo che il più lungo sia il pi greco, la costante matematica.
خوب شما نمیتوانید بزرگتر از عدد پی (Pi) پیدا کنید، همان ثابت ریاضی.
-
عوض نشده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ماندگار
- یکسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " costante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "costante" با ترجمه به فارسی
-
هزینههای فرصت · هزینههای فرصتهای از دسترفته
-
هزینههای ثابت
-
ثابت تفکیک
-
پرووانس آلپ کوت دازور
-
جمهوري كاستاريكا · کاستاریکا · کوستاریکا
-
ثابت ریاضی
-
هزينه متوسط وزني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن