ترجمه "costrizione" به فارسی
ejbâr, اجبار, اضطرار بهترین ترجمه های "costrizione" به فارسی هستند.
costrizione
noun
feminine
دستور زبان
-
ejbâr
-
اجبار
noun feminineState però attenti: i vostri figli non devono sentire la lettura come una costrizione.
اما مواظب باشید به اجبار برای فرزندتان کتاب نخوانید.
-
اضطرار
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- اکراه
- تهدید و اجبار
- رفتار خشن وتند
- سفتی
- شدت
- محکمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " costrizione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن