ترجمه "cranio" به فارسی
جمجمه, کله, فرق سر بهترین ترجمه های "cranio" به فارسی هستند.
cranio
noun
masculine
دستور زبان
-
جمجمه
nounstruttura scheletrica della testa
Se fai la spia, ti spacco il cranio.
حالا ، برو زير آب منو پيش رييس بزن تا جمجمه تو خورد مي کنم!
-
کله
nounSmetti di cercare di spaccarmi il cranio, e forse arriveremo in tempo per il matrimonio.
پس ديگه سعي نکن که بخواي کله ام رو خرد کني. شايد بتونيم بموقع به مراسم ازدواج برسيم.
-
فرق سر
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- كاسه سر
- کاسه سر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cranio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cranio"
عباراتی شبیه به "cranio" با ترجمه به فارسی
-
درزهای سر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن