ترجمه "cripta" به فارسی

دخمه, گورابه, رمز بهترین ترجمه های "cripta" به فارسی هستند.

cripta noun verb feminine دستور زبان

Ambiente posto sotto il pavimento, ove sono custodite le reliquie del santo a cui la chiesa stessa è dedicata.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دخمه

    noun feminine
  • گورابه

  • رمز

    noun feminine

    Ha un terminale nella sua stanza, e scommetto che non ha mai criptato la telecamera.

    اون يه رايانه توي اتاقش داره شرط مي بندم که دوربينش رو رمز گذاري امنيتي نکرده

  • ترجمه های کمتر

    • سردابه
    • غار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cripta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cripta"

عباراتی شبیه به "cripta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cripta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه