ترجمه "crisi" به فارسی
بحران, bohrân, دوره رخوت بهترین ترجمه های "crisi" به فارسی هستند.
crisi
noun
feminine
دستور زبان
Improvvisa insorgenza di una malattia.
-
بحران
noun feminineevento o situazione di instabilità in vari ambiti
Troppo spesso, ricevono attenzione solo quando mostrano una crisi comportamentale.
اکثراً، آنها هنگامی توجه ما را جلب میکنند که به یک شرایط بحران رفتاری می رسند.
-
bohrân
-
دوره رخوت
noun
-
ترجمه های کمتر
- زمین باتلاقی
- کاهش فعالیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crisi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Crisi
Crisi (film 1946)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Crisi" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Crisi در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "crisi" با ترجمه به فارسی
-
بحران موشکی کوبا
-
بحران كشاورزي
-
بحرانهای اقتصادی
-
بحران مالی
-
بحران آب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن