ترجمه "cristallino" به فارسی
عدسيهاي چشم, بلورین, شبكيه بهترین ترجمه های "cristallino" به فارسی هستند.
cristallino
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
عدسيهاي چشم
-
بلورین
adjectiveCristallino, in qualche modo. Dunque il DNA aveva la struttura,
یک حالت بلورین. پس ملکول DNA علی رغم این که شاید
-
شبكيه
noun
-
ترجمه های کمتر
- شفاف
- عدسی
- قرنيه
- متبلور
- مردمك
- ملتحمه
- پلك سوم
- پلكها
- چشمها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cristallino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cristallino
-
عدسی
noun
عباراتی شبیه به "cristallino" با ترجمه به فارسی
-
دستگاه بلوری
-
عیوب کریستالی
-
ساختار بلوری
-
ساختار بلوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن