ترجمه "crollo" به فارسی
kharâbi, rizesh, دوره رخوت بهترین ترجمه های "crollo" به فارسی هستند.
crollo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Caduta improvvisa e rovinosa. [..]
-
kharâbi
-
rizesh
-
دوره رخوت
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- زمین باتلاقی
- فروريختن
- فروپاشي
- کاهش فعالیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crollo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crollo" با ترجمه به فارسی
-
forurikhtan · افتادن، فرو ربختن · خرد شدن · رمبیدن · فاسدشدن · فرو ربختن · نازل شدن
-
forurikhtan · افتادن، فرو ربختن · خرد شدن · رمبیدن · فاسدشدن · فرو ربختن · نازل شدن
-
forurikhtan · افتادن، فرو ربختن · خرد شدن · رمبیدن · فاسدشدن · فرو ربختن · نازل شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن