ترجمه "crosta" به فارسی
qeshr, پوسته, سبوسه بهترین ترجمه های "crosta" به فارسی هستند.
crosta
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
qeshr
-
پوسته
noun feminineCome la fa mia madre, con la crosta alta come una bistecca.
همونطوری که مادرم با پوسته نون به کلفتی یک استیک بزرگ درستش مي کنه.
-
سبوسه
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- شوره سر
- وازده اجتماع
- پوست زخم
- گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crosta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crosta" با ترجمه به فارسی
-
قشرهای خاک
-
پوسته قارهای
-
آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
-
پوسته
-
پوسته اقیانوسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن