ترجمه "cucito" به فارسی
دوزندگی ترجمه "cucito" به فارسی است.
cucito
adjective
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
دوزندگی
noun masculineGià, ho un talento pazzesco per il cucito.
استعداد خفنی توی دوزندگی دارم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cucito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cucito" با ترجمه به فارسی
-
چرخ خیاطی
-
چرخ خیاطی
-
dukhtan · آجیدن · بخیه زدن · خیاطی کردن · دوختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن