ترجمه "cuffie" به فارسی
هدفون, گوشی بهترین ترجمه های "cuffie" به فارسی هستند.
cuffie
noun
feminine
دستور زبان
-
هدفون
noun feminineHanno cominciato a togliersi le cuffie prima che gli fossero contati i secondi.
قبل از اينکه داور شمارش رو شروع کنه ، اونا هدفون هاشون رو درآورده بودن.
-
گوشی
noun feminineSta ascoltando diverse lingue con le cuffie che ha nelle orecchie.
و او در حال گوش دادن به زبانهای مختلف از طریق گوشی هایی است که در گوش او هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuffie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cuffie"
عباراتی شبیه به "cuffie" با ترجمه به فارسی
-
کلاهک ریشه
-
عضلات گرداننده شانه
-
نشانگان گیرافتادگی شانه
-
حالت مجازی سازی هدفون
-
درپوش · کاسکت · کلاه · کلاهک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن