ترجمه "cultura" به فارسی
فرهنگ, farhang, farháng بهترین ترجمه های "cultura" به فارسی هستند.
cultura
noun
feminine
دستور زبان
-
فرهنگ
nouninsieme di conoscenze e di pratiche acquisite ritenute fondamentali e che vengono trasmesse di generazione in generazione
Invece, quello che abbiamo è una cultura della standardizzazione.
به جای آن، ما فرهنگ استاندارد سازی داریم.
-
farhang
-
farháng
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- اطلاع
- دانش
- دانشوری
- فراگیری
- فضل و دانش
- فضل وکمال
- معرفت
- کولتور
- یادگیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cultura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cultura"
عباراتی شبیه به "cultura" با ترجمه به فارسی
-
فرهنگ غربی
-
آگاهي سنتي · دانش بومی · دانش محلي
-
فرهنگ باستان شناسی
-
فرهنگ سازمانی
-
سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد · سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل · سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد
-
جنبش فرهنگ آزاد
-
آگاهي سنتي · دانش بومی · دانش محلي
-
سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن