ترجمه "cuneiforme" به فارسی

خط میخی, میخی بهترین ترجمه های "cuneiforme" به فارسی هستند.

cuneiforme adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خط میخی

    noun

    Un’iscrizione cuneiforme dice che nominò vicegovernatori di Babilonia.

    در یک لوحه به خط میخی آمده است که او تعدادی والی را زیردست خود بر بابل گماشت.

  • میخی

    noun

    Un’iscrizione cuneiforme dice che nominò vicegovernatori di Babilonia.

    در یک لوحه به خط میخی آمده است که او تعدادی والی را زیردست خود بر بابل گماشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cuneiforme " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cuneiforme" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cuneiforme" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه