ترجمه "custode" به فارسی
negahbân, vali, حافظ بهترین ترجمه های "custode" به فارسی هستند.
custode
noun
masculine
دستور زبان
Persona impiegata per sorvegliare qualcuno o qualcosa.
-
negahbân
-
vali
-
حافظ
noun masculineÈ necessario che diventi, per un po', il custode dei confini.
او نیاز دارد برای مدتی حافظ مرزها باشد.
-
ترجمه های کمتر
- حامی
- قیم
- متولی
- مدافع
- ولی
- پشتیبان
- کارمند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " custode " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "custode" با ترجمه به فارسی
-
فرشته نگهبان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن