ترجمه "daga" به فارسی
خنجر, دشنه, خنجر بهترین ترجمه های "daga" به فارسی هستند.
daga
noun
feminine
دستور زبان
-
خنجر
nounSpada corta a doppia lama
Sarebbe piu'generoso piantargli una daga nel cuore e farla finita.
اگه خنجر به قلبشون فرو کنن و تمومش کنن بهشون لطف بیشتری کردن
-
دشنه
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " daga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Daga
Daga (arma)
-
خنجر
nounDaga (arma) [..]
Sarebbe piu'generoso piantargli una daga nel cuore e farla finita.
اگه خنجر به قلبشون فرو کنن و تمومش کنن بهشون لطف بیشتری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن