ترجمه "data" به فارسی
تاریخ, târikh, تنظیم وقت بهترین ترجمه های "data" به فارسی هستند.
data
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
تاریخ
noun neuterCose tipo un modulo senza data e una mazzetta.
واسه یه فرم بدون تاریخ و چندرقاز رشوه.
-
târikh
-
تنظیم وقت
noun -
زمان گیری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " data " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "data"
عباراتی شبیه به "data" با ترجمه به فارسی
-
اكتساب دادهها · ترجمه دادهها · جمعآوري دادهها · گردآوری دادهها
-
آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
-
تحلیل دادهها
-
فشردهسازی با اتلاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن