ترجمه "dato" به فارسی
داده, دادهها, اطلاعات بهترین ترجمه های "dato" به فارسی هستند.
dato
verb
noun
masculine
دستور زبان
Stabilito, determinato, posto.
-
داده
noun masculinerappresentazione di un'informazione
Jessie ha dato la mano a Joseph e l'ha salutato con affetto.
جسی با جوزف دست داد و با مهربانی احوالپرسی کرد.
-
دادهها
nounE ora usano i dati per farlo insieme.
و الان با هم از دادهها استفاده میکنند.
-
اطلاعات
noun masculineAbbiamo i dati per sapere cosa rende bravo un consulente.
ما اطلاعات لازم برای شناختن یک مشاور خبره را در دست داریم.
-
ترجمه های کمتر
- داده (محاسبه)
- مبتلا
- معلوم
- معین
- نظر به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dato" با ترجمه به فارسی
-
اكتساب دادهها · ترجمه دادهها · جمعآوري دادهها · گردآوری دادهها
-
آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
-
تحلیل دادهها
-
فشردهسازی با اتلاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن