ترجمه "delega" به فارسی

namâyandegi, vekâlat, نماینده بهترین ترجمه های "delega" به فارسی هستند.

delega noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • namâyandegi

  • vekâlat

  • نماینده

    noun feminine

    Beh, a volte i miei delegati provano a leggere tra le righe.

    خب گاهی نماینده های من تلاش میکنن حرفای ننوشته رو هم بخونن و بگن

  • ترجمه های کمتر

    • وکالت
    • وکالتنامه
    • وکیل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " delega " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "delega" با ترجمه به فارسی

  • توانمندسازی
  • movakkel · قائم مقام · نماینده
  • vekâlat dâdan · تفویض کردن · سپردن · نمایندگی دادن · وکالت دادن
  • عضو اجرايي هيئت مديره · مدیر · مدیر عامل اجرایی
  • movakkel · قائم مقام · نماینده
اضافه کردن

ترجمه های "delega" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه