ترجمه "dentista" به فارسی
دندانپزشک, دندانساز, زاسنادند بهترین ترجمه های "dentista" به فارسی هستند.
dentista
noun
masculine
دستور زبان
-
دندانپزشک
nounprofessionista sanitario
Alan Scommetto che tu non fossi abbastanza buono dentista per estrarre il dente stesso.
آلن باهات شرط بست که تو اونقدر دندانپزشک خوبي نيستي که بتوني دندون خودت رو بکشي.
-
دندانساز
nounIo sogno per davvero un mondo piu'semplice, basta che possiamo tenerci i nostri treni e i nostri dentisti.
منم دوستدار دنياي ساده تر هستم. تا وقتي کا بتونيم قطار ها و دندانساز هامون رو نگه داريم.
-
زاسنادند
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- دندان ساز
- dandanpezeshk
- dandân-pezeshk
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dentista " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن