ترجمه "depressione" به فارسی
افسردگی, afsordegi, zaʼf-e aʼsâb بهترین ترجمه های "depressione" به فارسی هستند.
depressione
noun
feminine
دستور زبان
Un'area di aria a bassa pressione che generalmente porta tempo umido. [..]
-
افسردگی
noun feminineUna coscienza turbata può perfino provocare depressione o un profondo senso di incapacità.
عذاب وجدان میتواند حتی در شخص حالت افسردگی یا احساس شکست و ناکامی عمیقی به وجود آورد.
-
afsordegi
noun feminine -
zaʼf-e aʼsâb
-
ترجمه های کمتر
- دلمردگی
- دوره رخوت
- زمین باتلاقی
- سرافکندگی
- فرورفتگی (زمینشناسی)
- کاهش فعالیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " depressione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "depressione" با ترجمه به فارسی
-
ركود اقتصادي · کساد اقتصادی
-
افت درونزادگیری
-
فرونشینیهای جوی
-
افسردگی پسزایمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن