ترجمه "derrata" به فارسی
اجناس, جنس, متاع بهترین ترجمه های "derrata" به فارسی هستند.
derrata
noun
feminine
دستور زبان
-
اجناس
noun -
جنس
noun -
متاع
noun -
کالا
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " derrata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "derrata" با ترجمه به فارسی
-
بيد آرد هندي · پلودیا انترپونکتلا
-
بقالی · خواربار · ماده غذایی
-
تولیدات کشاورزی · فراورده زراعي · فراوردههای کشاورزی · كالاها · كالاهاي كشاورزي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن