ترجمه "diagnosi" به فارسی
تشخیص, tashkhis, آزمودن كاركردي بهترین ترجمه های "diagnosi" به فارسی هستند.
diagnosi
noun
feminine
دستور زبان
-
تشخیص
noun feminineSiamo in salute finché una diagnosi ci fa piegare in ginocchio.
تندرستیم تا این که تشخیص بیماری ما را به زانو درآورد.
-
tashkhis
-
آزمودن كاركردي
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- تشخیص (پزشکی)
- تشخیص پزشکی
- دي.آر.آي.اس
- شناخت بيماري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diagnosi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diagnosi" با ترجمه به فارسی
-
تشخیص افتراقی
-
تشخیص جنسیت · تعيين جنس · تعيين جنسیت
-
آزمودن كاركردي (تشخيص)
-
تشخیص پرستاری
-
تشخیص حرارت فحلی · تشخیص فحلی
-
تشخيص برگي
-
تشخیص فحلی
-
تشخیص آزمایشگاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن