ترجمه "diffusione" به فارسی
enteshâr, nashr, pakhsh بهترین ترجمه های "diffusione" به فارسی هستند.
diffusione
noun
feminine
دستور زبان
Il rendere pubblico o accessibile e disponibile ad un vasto numero di persone. [..]
-
enteshâr
-
nashr
-
pakhsh
-
ترجمه های کمتر
- shoyuʼ
- انتشار
- تبليغ
- تراوايي
- تکثیر
- شمارگان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diffusione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diffusione" با ترجمه به فارسی
-
رادیو · سخنپراکنی · سخنپراکنی (رادیو)
-
انتشار حرارتی · انتقال گرما · مبادله گرما
-
انتشار تحقیق · انتشار پژوهش · نشر پژوهش
-
آزمونهاي انتشار ژل · آزمونهاي ايمونوديفيوژن · آزمونهاي رسوب ژل · آزمونهای انتشار ایمنی
-
انتشار اطلاعات · جریان اطلاعات · نشر اطلاعات
-
درجه شیوع · شیوع
-
تصویربرداری پخش وزنی
-
انتشار اطلاعات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن