ترجمه "dimora" به فارسی
kâshâné, حفاری, خانه مسکونی بهترین ترجمه های "dimora" به فارسی هستند.
dimora
noun
verb
feminine
دستور زبان
Indirizzo presso il quale ci si ferma più che temporaneamente.
-
kâshâné
-
حفاری
noun feminine -
خانه مسکونی
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- عمارت بزرگ
- محل حفر
- مسکن
- مقر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dimora " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dimora" با ترجمه به فارسی
-
بذركارها · بسترسازها · تجهيزات بذرافشاني · تجهيزات نهالکاری · تجهیزات کاشت · ماشينهاي گلدانکاری
-
كاشت ریشهلخت · نهالکاری ریشهلخت · کاشت ریشهعریان
-
بذرافشانی مستقیم · بذركاري مستقيم · نشاكاري
-
نهالکاری گروهی · کاشت بلوکی · کاشت گروهی
-
نهالکاری · کاشت
-
بذرافشانی · بذركاري · جايگزيني بذر · كاشت بذر
-
تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
-
نهالکاری ریشهخاکدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن