ترجمه "diretto" به فارسی
mostaqim, râst, نزدیک بهترین ترجمه های "diretto" به فارسی هستند.
diretto
adjective
noun
verb
adverb
masculine
دستور زبان
Caratterizzato da spontaneità e naturalezza.
-
mostaqim
-
râst
-
نزدیک
adjectiveÈ sul ponte di volo, si dirige verso le scale!
اون روی عرشه نزدیک هواپیماست و بسمت راه پله میره
-
ترجمه های کمتر
- راهنمايى کردن
- رک
- مستقیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diretto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diretto" با ترجمه به فارسی
-
مالیات مستقیم
-
بازاریابی مستقیم · فروش سر مزرعه · فروشگاههای سر مزرعه
-
بسوی شمال · قسمت شمالی
-
رقابتهای تکحذفی
-
انتخابات مستقیم
-
بسوی شرق
-
بذرافشانی مستقیم · بذركاري مستقيم · نشاكاري
-
سرمایهگذاری خارجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن