ترجمه "dirigere" به فارسی

edâré kardan, gardândan, اداره کردن بهترین ترجمه های "dirigere" به فارسی هستند.

dirigere verb دستور زبان

Dirigere o controllare (per esempio, progetti, affari, ecc.).

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • edâré kardan

  • gardândan

  • اداره کردن

    verb

    La ditta che dirigeva da casa e'andata in bancarotta sei mesi fa.

    شرکتي رو که از خونه ش اداره ميکرد شش ماه پيش ورشکست شد

  • ترجمه های کمتر

    • اعزام کردن
    • صادر کردن
    • نظارت کردن
    • هدف گیری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dirigere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dirigere" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dirigere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه