ترجمه "discendente" به فارسی
نسل, farzand, tabâr بهترین ترجمه های "discendente" به فارسی هستند.
discendente
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
نسل
noun masculineI genitori malvagi non avranno discendenti che ne perpetuino le vie malvage.
والدین شریر، هیچ نسل آیندهای نخواهند داشت که به راههای شریرانهشان تداوم ببخشند.
-
farzand
-
tabâr
-
زادگان
noun masculine8 Non furono solo i nostri primogenitori a morire, ma tutti i loro discendenti, l’intera razza umana, sono stati a loro volta assoggettati alla morte.
۸ نه تنها اولین والدین ما مردند بلکه همهٔ زادگان آنها، کل نژاد بشری نیز به مرگ تسلیم شدهاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " discendente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "discendente" با ترجمه به فارسی
-
قایقرانی اسلالوم در آبهای خروشان
-
جعبه کشویی ترکیبی
-
sarâziri · shib · تعرض · تهاجم · غواصی
-
oulâd
-
منوی کشویی
-
نزول نامتناهی
-
لیست موضوعات · لیست کشویی
-
اسکی سرعت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن