ترجمه "disciplina" به فارسی
enzebât, nazm, رشته دانشگاهی بهترین ترجمه های "disciplina" به فارسی هستند.
disciplina
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
enzebât
-
nazm
-
رشته دانشگاهی
qualsiasi settore delle conoscenze umane
Qui sto veramente usando gli strumenti di una disciplina accademica per pensare ai problemi di un'altra.
در اینجا، من واقعا با استفاده از ابزارِ یک رشته دانشگاهی درباره مسایل یه رشته دیگر فکر میکنم.
-
ترجمه های کمتر
- وسیله تنبیه
- پیشخدمتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disciplina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disciplina" با ترجمه به فارسی
-
تادیب کردن
-
علوم انسانی
-
علوم انسانی · هنر
-
تادیب کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن