ترجمه "disfunzione" به فارسی

bimâri, ekhtelâl, آشفتگی بهترین ترجمه های "disfunzione" به فارسی هستند.

disfunzione noun feminine دستور زبان

Funzionamento inefficace di enti, organi statali e sim.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • bimâri

  • ekhtelâl

  • آشفتگی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اختلال
    • اختلالات فانکشنال
    • اختلالات فيزيولوژيكي
    • اختلالات کارکردی
    • بدکاری
    • بدکاری (اختلال)
    • بی نظمی
    • سوءعمل
    • عدم کار
    • فيزيوپاتولوژي
    • كاركرد غيرطبيعي
    • پرکاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disfunzione " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "disfunzione" با ترجمه به فارسی

  • اختلالات تمایز جنسی · ميانجنسيتی · نرمادگي كاذب
  • اختلالات پسزایشی · اختلالات پسزایمانی · نشانگان بیشیری التهاب پستان-التهاب رحم
  • احتباس مايعات بدن · اختلالات عصبي-هورموني · اغما · تشنجها · دشتنظیمی · رعشه · سنكوپ
  • اختلالات رنگدانهایشدن · اختلالات رنگیزشی · اختلالات رنگیزهدارشدن · ملانوز · پورفيري
  • اختلالات عصبي-عضلاني · بیماریهای عصبی- عضلانی · كژگردني
  • اختلال نعوظ
  • اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
  • اختلالات خونسازی · اختلالات مغز استخوان · اختلالات میلوپرولیفراتیو
اضافه کردن

ترجمه های "disfunzione" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه