ترجمه "display" به فارسی
صفحه نمایش, نمایش دادن بهترین ترجمه های "display" به فارسی هستند.
display
-
صفحه نمایش
Si può lasciar giocare la mosca a un piccolo videogioco lasciandola volare in un display visivo.
شما می تونید بذارید مگس در یه صفحه نمایش پرواز کنه ویه بازی ودیویی کوچیک انجام بده.
-
نمایش دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " display " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "display" با ترجمه به فارسی
-
نمایشگر هفت قسمتی
-
نمایشگر سربالا
-
نمایشگر سربند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن