ترجمه "display" به فارسی

صفحه نمایش, نمایش دادن بهترین ترجمه های "display" به فارسی هستند.

display
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفحه نمایش

    Si può lasciar giocare la mosca a un piccolo videogioco lasciandola volare in un display visivo.

    شما می تونید بذارید مگس در یه صفحه نمایش پرواز کنه ویه بازی ودیویی کوچیک انجام بده.

  • نمایش دادن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " display " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "display" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "display" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه