ترجمه "dispositivo" به فارسی
افزاره, جانبی, دستگاه بهترین ترجمه های "dispositivo" به فارسی هستند.
dispositivo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Meccanismo costituito da vari elementi coordinati che svolge una determinata funzione.
-
افزاره
noun -
جانبی
-
دستگاه
nounGli è stato dato il permesso di usare il dispositivo.
به او اجازه داده شد که از دستگاه استفاده کند.
-
منطوق الحكم
noun masculineMeccanismo costituito da vari elementi coordinati che svolge una determinata funzione.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dispositivo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dispositivo"
عباراتی شبیه به "dispositivo" با ترجمه به فارسی
-
دستگاه جانبی
-
دستگاه تصویرفوری دیسک
-
دستگاه تصویرسازی
-
دستگاه اشاره گر
-
آشكارسازهاي كربن دياكسيد · وسایل امنیتی
-
تجهيزات شناسايي جانور
-
دستگاه تلفن ناشنوایان
-
دستگاه جفتکننده بار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن