ترجمه "distanza" به فارسی
فاصله, duri, fâselé بهترین ترجمه های "distanza" به فارسی هستند.
distanza
noun
feminine
دستور زبان
-
فاصله
C'è una lunga distanza tra le nostre case.
بین خانه های ما فاصله زیادی است.
-
duri
-
fâselé
-
ترجمه های کمتر
- masâfat
- مسافت
- اختلاف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " distanza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "distanza" با ترجمه به فارسی
-
آموزش از راه دور · دانشگاه آنلاین · مطالعه از راه دور · يادگيري از راه دور
-
فاصله کانونی
-
دوركاوها
-
تدریس از راه دور · روشهای تدریس
-
تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
-
تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
-
آموزش از راه دور · مطالعه از راه دور · يادگيري از راه دور
-
اختلافات ژنتيكي · فاصله ژنتیکی · واگرايي ژنتيكي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن