ترجمه "domino" به فارسی
دومینو, فنچ چاشنی بهترین ترجمه های "domino" به فارسی هستند.
domino
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
دومینو
gioco da tavolo
Essere il domino talvolta non è altro che essere esattamente se stessi.
دومینو بودن گاهی به این معنی است که دقیقاً کسی باشی که هستی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " domino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Domino
-
فنچ چاشنی
عباراتی شبیه به "domino" با ترجمه به فارسی
-
درختان غالب · ردههای درخت
-
گونه غالب · گونه(های) غالب
-
بار
-
دامنه سطحبالای عمومی
-
لیست دامنه مسدود شده سطح بالا
-
estilâ yâftan · mosallat shodan · solté dâshtan · استاد شدن · به دام افتادن · تسلط داشتن · غالب امدن · قاطع بودن · محدود ساختن · مسلط بودن · هم مرز بودن
-
ژنهای غالب
-
ماتریس قطریغالب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن