ترجمه "donna" به فارسی

زن, خانم, دوست دختر بهترین ترجمه های "donna" به فارسی هستند.

donna noun feminine دستور زبان

Essere umano adulto membro del sesso che produce ovuli e che partorisce figli.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زن

    noun

    انسان مؤنث بالغ. برای جنسیت مؤنث از Q6581072 استفاده کنید. [..]

    Se gli uomini sono dei lupi allora le donne sono dei diavoli.

    اگر مردها گرگ هستند پس زنها نیز شیطان هستند.

  • خانم

    noun

    Solamente il sedici per cento dei professori di questa scuola sono delle donne.

    فقط شانزده درصد معلمان این مدرسه خانم هستند.

  • دوست دختر

    noun feminine

    La chirurgia plastica va bene, basta che non si tratti della loro donna.

    ميگن جراحيه پلاستيک خوبه ، اما نه براي دوست دختر خودشون.

  • ترجمه های کمتر

    • zan
    • دوستدختر
    • زنانگی
    • زَن
    • مونث
    • بانو
    • بیبی
    • خدمتگزار
    • دختر
    • زنانه
    • مستخدمه
    • وزیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " donna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "donna"

عباراتی شبیه به "donna" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "donna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه