ترجمه "doppio" به فارسی

do-barâbar, دوبل, دوگانه بهترین ترجمه های "doppio" به فارسی هستند.

doppio adjective noun verb adverb masculine دستور زبان

Due volte la quantità di.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • do-barâbar

  • دوبل

    adjective masculine

    Ciò avviene nella forma di un doppio filamento lungo la doppia elica.

    خرابی یعنی جدا کردن رشته دوگانهای که در طول مارپیچ دوبل قرار گرفته.

  • دوگانه

    adjective masculine

    Evitate le dichiarazioni a doppio senso che potrebbero essere comprese male.

    از اظهاراتی که مفهوم دوگانه دارند اجتناب کن چون ممکن است بد تعبیر شوند.

  • عضو علی البدل

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " doppio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "doppio"

عباراتی شبیه به "doppio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "doppio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه