ترجمه "dose" به فارسی
meqdâr, دوز, مقداراستعمال دارو بهترین ترجمه های "dose" به فارسی هستند.
dose
noun
feminine
دستور زبان
-
meqdâr
noun -
دوز
Le ha somministrato una forte dose di ketamina.
يه دوز نسبتا زياد از کتامين بهت تزريق شده.
-
مقداراستعمال دارو
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dose " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dose" با ترجمه به فارسی
-
آ.دي.آي · دريافت قابل تحمل روزانه · دریافت قابل پذیرش روزانه
-
دوز دارو
-
آ.دي.آي (دريافت قابل پذيرش روزانه)
-
بيشدوز · تعیین مقدار مصرف · دوز كشنده · دوز موثر میانه · دوز کشنده · دوزاژ · چندهگذاری
-
ام.آی.دی (دوز کشنده میانه)
-
میزانهای مصرف · نرخهای مصرف
-
آر.دي.آ · جیرههای غذایی توصیهشده · دريافت غذايي توصيهشده
-
دوز موثر میانه (ای.دی 50)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن