ترجمه "dovere" به فارسی
bâyestan, vazifé, باید بهترین ترجمه های "dovere" به فارسی هستند.
dovere
verb
noun
masculine
دستور زبان
Essere tenuto a dare o a riconoscere qualcosa.
-
bâyestan
verb -
vazifé
-
باید
verbAbbiamo dovuto rimandare l'incontro a causa della pioggia.
ما باید گردهمایی را به خاطر باران به تعویق بیندازیم.
-
ترجمه های کمتر
- تکلیف
- وظیفه
- بايستي
- بدهکار بودن
- بدهکاربودن
- خدمت
- ماموریت
- مدیون بودن
- واجب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dovere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dovere" با ترجمه به فارسی
-
دوان
-
دوور
-
باید برم · باید بروم · من باید برم
-
حلواماهیان · لاسكار · ماهيان حلوا
-
به خاطر
-
به خاطر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن