ترجمه "drago" به فارسی
اژدها, ezhdehâ بهترین ترجمه های "drago" به فارسی هستند.
drago
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
اژدها
nounموجودی افسانه ای که از دهانش اتش بیرون می اید
Ho un drago e non ho paura di usarlo.
من يه اژدها اينجا دارم و اصلاً هم نمي ترسم که ازش استفاده کنم.
-
ezhdehâ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drago " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Drago
Drago (trilogia dell’eredità)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Drago" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Drago در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "drago"
عباراتی شبیه به "drago" با ترجمه به فارسی
-
زهرماهیان · نيشماهي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن