ترجمه "droga" به فارسی
mavâdd-e mokhadder, دارو بهترین ترجمه های "droga" به فارسی هستند.
droga
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
mavâdd-e mokhadder
-
دارو
nounprodotto di origine naturale che contiene delle sostanze farmacologicamente attive
Quindi mia sorella mi ha drogata e mi ha rinchiusa nel reparto psichiatrico.
پس خواهرم دارو بهم داد و تو این تیمارستان زندانیم کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " droga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "droga"
عباراتی شبیه به "droga" با ترجمه به فارسی
-
آزادسازی مواد مخدر
-
فروشنده مواد مخدر
-
داروی تجاوز
-
moʼtâd
-
دارو خوراندن · دارو دادن · دوا زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن