ترجمه "duro" به فارسی
صعب, sakht, seft بهترین ترجمه های "duro" به فارسی هستند.
duro
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Che provoca molti sforzi fisici o morali. [..]
-
صعب
adjective -
sakht
-
seft
adjective masculine
-
ترجمه های کمتر
- دشوار
- سخت
- صلب
- مشکل
- مقاوم
- پایدار
- سفت
- چغر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " duro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "duro" با ترجمه به فارسی
-
گندم سخت · گندم ماكاروني
-
moddat · zamân · بقا · دوام · سختی · طول · طول مدت · طی · مدت
-
tul keshidan · به درازا کشیدن · دوام داشتن · دوام کردن · طول کشیدن
-
علوم سخت
-
گندم ماكاروني (تريتيكوم دوروم)
-
الياف ساختاري · الیاف سخت
-
چوب جنگلی
-
گندم ماكاروني (فراورده)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن