ترجمه "ebrea" به فارسی
یهودی, جهود بهترین ترجمه های "ebrea" به فارسی هستند.
ebrea
adjective
دستور زبان
-
یهودی
nounUna moglie ebrea capace aveva anche un’ampia discrezionalità nel ‘vigilare su ciò che avveniva nella sua casa’.
یک زن یهودی قابل، همچنین در ‹توجه نمودن به رفتار اهل خانهٔ خود،› از آزادی قابلملاحظهای برخوردار بود.
-
جهود
noun feminineDallo ad un senatore ebreo di un altro distretto.
اين کارو بسپاربه يک نمايند همجلس جهود از يک حوزه ديگه.نفر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ebrea " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ebrea" با ترجمه به فارسی
-
یهودی سرگردان
-
johud · kalimi · yahudi · جهود · عبرى · عبری · یهودی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن