ترجمه "eclissi" به فارسی
گرفت, kosuf, کسوف یا خسوف بهترین ترجمه های "eclissi" به فارسی هستند.
eclissi
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
گرفت
nounevento astronomico che comporta l'oscuramento di un corpo celeste
Quattro eclissi di luna di seguito, con intervalli di sei mesi.
چهار ماه گرفتي پي در پي با فاصله شش ماه از هم.
-
kosuf
-
کسوف یا خسوف
noun feminine -
گرفتگی
noun feminineÈ più o meno come la luna. Ha eclissi intermittenti.
مثل ماه که گاهی ماه گرفتگی هم داره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eclissi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "eclissi"
عباراتی شبیه به "eclissi" با ترجمه به فارسی
-
خسوف · ماهگرفتگی
-
خورشیدگرفتگی · کسوف
-
خورشیدگرفتگی
-
khosuf
-
خورشیدگرفتگی · کسوف
-
کسوف یا خسوف · گرفت · گرفتگی
-
kosuf
-
خسوف · ماهگرفتگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن