ترجمه "elastica" به فارسی
ارتجاعی, الاستیک, کشسان بهترین ترجمه های "elastica" به فارسی هستند.
elastica
adjective
دستور زبان
-
ارتجاعی
adjectivePer la prima volta possiamo avere elastomeri, molto elastici, o che attutiscono molto l'impatto.
برای اولین بار، می توانیم لاستومرها که خاصیت ارتجاعی بالا یی را دارند را داشته باشیم.
-
الاستیک
adjective -
کشسان
adjectiveImmagazziniamo energia potenziale nella pelle elastica per farla muovere.
ما انرژی پتانسیل را در پوست کشسان ذخیره میکنیم تا باعث حرکتش شویم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elastica " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "elastica" با ترجمه به فارسی
-
کش · کشیدن
-
kesh · keshi · ارتجاعی · الاستیک · کشدار · کشسان
-
کائوچوی پاناما · کائوچوی کاستیلوآ · کاستیلا الاستیکا
-
فیکوس الاستیکا · کائوچوی هندی
-
انرژی کشسانی
-
ترامپولین
-
پراکندگی کشسان
-
بیضه بند · فتق بند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن