ترجمه "elemento" به فارسی
عنصر, mâddé, ʼonsor بهترین ترجمه های "elemento" به فارسی هستند.
elemento
noun
masculine
دستور زبان
Ciascuno degli elementi che fanno parte di un elenco organico o di un complesso omogeneo di dati.
-
عنصر
nounChimicamente l’acqua non è altro che la combinazione di due elementi fondamentali.
آب از لحاظ شیمیایی از دو عنصر تشکیل شده است.
-
mâddé
-
ʼonsor
-
ترجمه های کمتر
- جسم
- ماده
- مورد
- آخشیج
- عنصر شیمیایی
- فقره
- مولفه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elemento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "elemento"
عباراتی شبیه به "elemento" با ترجمه به فارسی
-
دسترسپذیری غذایی
-
انتقال غذا در جانوران
-
بافتهاي زمين · زمینبافتها
-
محتوای معدنی · مقدار ماده معدني
-
عناصر داستان
-
بهرهوري خاك · حاصلخیزی خاک · محتواي مغذي خاك · موازنه مغذي خاك · وضعيت غذايي
-
شرايط جوي · عناصر هواشناختي · فاکتورهای هواشناختی
-
مورد آوت لوک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن