ترجمه "emorragia" به فارسی
خونریزی, khunrizi, خون ریزی بهترین ترجمه های "emorragia" به فارسی هستند.
emorragia
noun
feminine
دستور زبان
-
خونریزی
nounperdita di sangue dal sistema circolatorio
Stato: post incidente con dolori addominali ed emorragia.
وضعیتش در زمان تصادف درد شکمی و خونریزی گزارش شده.
-
khunrizi
-
خون ریزی
noun feminineHo parlato col medico legale. E'morta per una lenta emorragia.
. الان با مامور پزشک قانونی حرف زدم اون از خون ریزی مرده و مرگش هم سریع نبوده
-
ترجمه های کمتر
- خوندماغ
- خونروي
- خونريزش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emorragia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "emorragia"
عباراتی شبیه به "emorragia" با ترجمه به فارسی
-
خونريزش
-
خونریزی داخلی
-
خونریزی دستگاه گوارشی تحتانی
-
خونریزی زیر عنکبوتیه
-
خونریزی مغزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن