ترجمه "empatia" به فارسی
انتقال فکر, تلقین, همدلی بهترین ترجمه های "empatia" به فارسی هستند.
empatia
noun
دستور زبان
-
انتقال فکر
noun feminine -
تلقین
noun feminine -
همدلی
Durante tutto il suo ministero manifestò amore in molti modi, mostrando per esempio empatia e compassione.
در سراسر دورهٔ خدمت روحانیاش جنبههای مختلف محبت، از جمله همدلی و دلسوزی در رفتارش مشهود بود.
-
یکدلی
noun feminineSi pensa che sia chiave per sperimentare empatia.
که به نظر می آید اصل برای احساس یکدلی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " empatia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن