ترجمه "erbivoro" به فارسی
گیاهخوار, ʼalaf-khâr, گیاهخواران بهترین ترجمه های "erbivoro" به فارسی هستند.
erbivoro
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
گیاهخوار
noun(Giobbe 40:15-24) Questo erbivoro, dalla mole enorme e dalla pelle coriacea, “mangia erba verde”.
(ایوب ۴۰: ۱۵-۲۴) این حیوان گیاهخوار که به سبب اندازهٔ غولپیکر، وزن زیاد، و پوست زمختش جالب توجه است، ‹علف میخورد.›
-
ʼalaf-khâr
-
گیاهخواران
Forse allontana gli insetti, spaventandoli, o sembra meno appetitosa per gli erbivori.
یکی از دلایل میتواند ترساندن حشرات باشد یا اینکه از جذابیت آن برای گیاهخواران میکاهد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " erbivoro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "erbivoro" با ترجمه به فارسی
-
جانوران علفخوار · علفخوارها
-
ماهي علفخوار · کتنوفارنگودون ایدلا
-
جانوران علفخوار · علفخوارها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن