ترجمه "eseguire" به فارسی
ejrâ kardan, اجرا کردن, صورت گرفتن بهترین ترجمه های "eseguire" به فارسی هستند.
eseguire
verb
دستور زبان
Effettuare un'operazione al computer, come l'esecuzione di un programma o di un comando.
-
ejrâ kardan
-
اجرا کردن
verbIl gruppo si è sciolto senza eseguire l'ultima operazione.
گروه بدون اجرا کردن پروژه آخر از هم پاشيد
-
صورت گرفتن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eseguire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eseguire" با ترجمه به فارسی
-
ضربت
-
تصحیح خطا
-
جابه جا شدن
-
نگاشت
-
حرکت به عقب
-
درگاه
-
تهیه نسخه پشتیبان
-
حلقه · حلقه زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن